بع مقاله ۳: «گوسفندِ خوب، گوسفند مرده است!»

سرمقاله صفحه ویژه گوسفندها منتشر شده در سومین شماره نشریه سراسری طنز ستون آزاد

***

بع! سلام! خوبین؟ خوشین؟ زنده‌این؟! می‌بینم که ماه رمضون تموم شد و هنوز نمردین؟! سریالای آموزنده‌ی ماه رمضون رو دیدین آدم شدین یا نه؟! چی؟! نع! هنوز گوسفندید؟! خب اشکال نداره فردا پس فردا که گرفتن تبعیدتون کردن سومالی اون‌وقت می‌فهمید که باید آدم می‌شدید! راستش رو بخواهید منم هنوز گوسفندم. کل ماه رمضون رو هم حواسم پیش اون علف‌‌هایی بود که جنازه امیرحسین رو انداخته بودن توش!! البته خداییش سریال‌های ماه رمضون امسال خیلی آموزنده بود. من به رأسه! (بر وزن همون به شخصه!)  از سریال‌های ماه رمضون امسال این نکته اخلاقی رو آموختم  که این آدمیزاد جماعت بیشتر از ما، خودشون رو گوسفند فرض کردند با این سریال ساختن‌هاشون!

البته راستش رو بخواهید من که راضی‌ام  از این که هنوز گوسفندم. آخه چیه بابا آدمیزاد جماعت! کل دنیاشون رو جنگ و دعوا گرفته، به ما که رحم نمی کنن هیچ، به خودشون هم رحم نمی‌کنن.  مصر و لیبی و تونس و بحرین و انگلیس و سوریه و… همه‌ش دعوا! ایش…! ‌ ولی خودمونیم خداییش خیلی دلم خنک شد این قذافی کله پا شد. مردک به کمتر از یه گوسفنده درسته واسه هر وعده‌ش رضایت نمی داد!  البته به نظر من که راه صلح جهانی از کله پاچه و زبون و بناگوش می‌گذره. آدمیزاد جماعت کله پاچه که می‌خوره سنگین می‌شه دیگه حال نداره بره دعوا! فک کردید واسه چی مملکت ما همیشه بین التعطیلینه!؟ فقط و فقط واسه اینه که مملکت ما گوسفندای ماهی مث ما داره که می‌شه ازشون کله پاچه درست کرد! بع!

راستی! یه خبر خوب هم دارم که اگه بگم با دنبه‌تون گردو می‌شکنید! بگم؟ بگم؟ بگم؟! مژده بدید که هم سکه گرون شده هم طلا. سکه که شده ۵۳۰ هزار تومن!!! با این اوصاف آمار جشن و ازدواج از قبل هم کمتر می‌شه و حداقل تعداد کمتری از ما واسه جشن و این چیزا نفله می شیم! البته به شرطی که واسه مهریه هم سقف قرارداد نذارن!  هر چند که باید واقع بین باشیم و فراموش نکنیم که عمر دست خداست و آخر سر هر کدوممون رو تو یه دیگ می‌خوابونن! بیایید فراموش نکنیم که از قدیم و ندیم گفته‌اند که گوسفند خوب گوسفند مرده است و کباب غایت قدردانی از گوسپند!

چتونه پس چرا غم‌باد گرفتین؟ خبر به این خوبی دادم! چی؟! گوسفند پرسپولیسی هستید؟! بزغاله‌های استقلالی مسخره‌تون می‌کنن؟!! شب‌ها از غصه باخت‌های تیمتون خوابتون نمی‌بره؟! آخی! خب اشکال نداره شب که می‌خواهید بخوابید تو ذهنتون آدم‌ها رو بشمارید قول می‌دم تعدادشون به ده نرسیده خوابتون می‌بره!

***

اما از هر چه  که بگذریم بع بع دوست خوش‌تر است. بریم سراغ پیامک‌های این هفته.

گوسفندی پیامک زده با این‌که پولی شدین ولی مطالبتتون آبکی شده قبلا بهتر بودین، لطفاً علفش رو بیشتره کنین. لا اقل اگه نمی‌کنین تعداد صفحاتش رو بیشتر کنین ما بیشتر سیر شیم! [عزیزم همینی که هست! ۴۰۰تومن می دی توقع داری پیتزا سبزیجات بخوری؟! اصن مگه ما چی‌مون از سریال‌های ماه رمضون کمتره که آبکی نباشیم!؟ ]

یکی دیگه از خوانندگان هم پیامک زده که چرا تو برنامه‌های راز بقا به ما گوسفندها کم توجهی می‌شه. به آدم‌ها بگید حتماً باید مث بعضی حیوونای بی‌فرهنگ بگیریم بخوریمتون تا بیشتر بهمون توجه کنید و بیشتر نشونمون بدید؟! [فکر خوبیه‌ها! می‌گم حالا شاید نتونیم بخوریمشون یه گاز کوچولو که دیگه می‌تونیم بگیریم!]

یکی از شهروندان موفق هم ای‌میلی زده با این مضمون: « آقا گوسفند بودن اصلن هم بد نیست این قدر به دلتون بد راه ندید. من  خودم مادر ۴ تا ببعی هستم، از زندگیم هم خیلی راضی‌ام.  خیلی باحالید! کل طویله‌مون ببعی آزاد  می‌خونیم. از وقتی شما رو می‌خونم  شیرم با نشاط شده و ببعی هام خیلی شیطونی می‌کنن. راستی برای این که گوسفند موفقی بشید غیر ببعی آزاد حتماً کتاب ” لطفاً آدم نباشید!” رو بخونید.» [می‌گم این کتابه اسمش چه آشناست. مطمئنی اسمش همینه؟!]

یه شهروند گوسفند هم پیامک زده گفته من می‌خواستم به مردم سومالی کمک کنم حواسم نبود اشتباهی به لیبی کمک کردم. چی کار کنم؟! [ هیچی عزیزم! غلط نکنم شما همونی هستی که شماره قبل به جای پیامک میس‌کال می نداختی! دِ همین کارارو کردید شدیم گوسفند دیگه!]

یه شهروندی هم ای‌میل زده و گلایه کرده که چرا مردم گربه‌ها و سگ‌هاشون رو تو خونه نگهداری می‌کنن ولی ما با این همه زحمتی که براشون می‌کشیم باید یه عمر کنج طویله باشیم؟! [!!!]

[ ادامه مطلب ] ۳۱ شهریور ۱۳۹۰ | بدون نظر | موضوع: اجتماعی ای! |

نیازپشمیـــــــها! [نیازمندیهای گوسفندی]

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گوسفند زنده موجود است!
تا کور شود هر آن‌که نتواند دید!
از طرف جمعی از اهالی طویله!
***
پوشک مای‌ببعی!
دیگر نگران پشگل‌های کودکان خود نباشید.
[...حالا دیگه با پوشک مای‌ببعی می‌تونم سرمو مث یه اســــــــب بالا بگیرم!]

***

آگهی استخدام
به تعدادی گوسفند پروار، مسلط به کله پاچه، ترجیحاً نر و مجرد؛ جهت کار در رستوران نیازمندیم!
«فِری شیشلیکی»

***

بسیار سفر باید تا پروار شود خامی!
تور تفریحی، سیاحتی ورزشگاه آزادی تهران با خدمات متنوع و عالی،  بازدید از چمن ورزشگاه همراه با گاز گنده از چمن! با  کسب مجوز از سازمان تربیت بدنی تهران! همراه با بلیط رفت و برگشت نیسان (جلو، باربند، عقب!) اقامت در طویله هتل، ۶ شب و ۷ روز. (مجردی!)

***

زیبایی یک اتفاق نیست!
کاشت پشم، ترمیم پشم،  درمان ریزش پشم، درمان طاسی بزی ، کاشت پاچه!
شامل سه مرحله کاشت، داشت، برداشت!
« کلینیک کاشت و ترمیم پشم دکتربزی و شرکت پشم‌چینان صنعت»

***

گوسفندان عزیز!  بز شدن دیگر یک رویا نیست! شامپو نرم‌کننده و صاف‌کننده پشم، همراه با عصاره یونجه!
«شامپو یونجه بـَعــــس»

***

 به سفارش نشریه طنز ستون آزاد

[ ادامه مطلب ] ۰۴ شهریور ۱۳۹۰ | ۶ نظرات | موضوع: ت مثل طنز |

مرسی‌آقا! من همین‌بغل پیاده می‌شم!

سلامی چو بوی خوش دهات! بــــع‌له! باز هم انتظارها به سر رسید و ما یه بار دیگه اومدیم تا ثابت کنیم هنوز هستیم و گوسفند زنده موجود است! البته باید خدمت دوستانی که همین الان پای گیرنده‌های خودشون نشسته‌ند و به جمع ما اضافه شدند عرض کنم که این دومین شماره نشریه ببعی آزاده! نشریه‌ای که می‌کوشه امید و اعتماد به پشم رو به جامعه گوسفندهای کشور بازگردونه!

جامعه گوسفندانی که خیرشون حتی به غیر هم‌نوع‌هاشون هم می‌رسه و حتی پشم‌هاشون هم مفیده! چه برسه به شیر و گوشت و پوست استخونشون! پشگل‌هاشون رو که دیگه چه عرض کنم؟ گوشت بشه به تن علف‌ها و درختان باغچه! (درست بر عکس خیلی از آدم‌ها که به دنیا میان مدتی می‌خورن، می‌خوابن، پول در می‌آرن و به قول خودشون زندگی می‌کنن؛ بدون این ‌که حتی کوچکترین فایده‌ای برای هم‌نوع‌هاشون داشته باشن!) همه این‌ها را گفتم تا مقدمه‌‌ای باشه بر این‌که ازتون خواهش کنم این قدر گوسفند نباشید و  قدر خودتون رو بیشتر بدونید! بیشتر مطالعه کنید و بیشتر ببعی آزاد بخرید! (حالا نخوندید هم نخوندید!!)

خلاصه این‌که به علف خوردن قانع نباشید! دیگه زمان جفتک انداختن در طویله و آغل به پایان رسیده و باید سعی کنید روی کاغذ جفتک بندازید و حق‌تون رو بگیرید!

راستی تا دیر نشده قبل از هر چیز بگم همون‌طور که می‌دونید در آستانه ماه رمضونیم و بره کشونه! آدم‌ها به بهونه روزه گرفتن خوراکشون سه برابر می‌شه و تلافی روزه گرفتنشون رو سر ما در می‌آورند. به قول یه ضرب المثل قدیمی “گوسفند شش ماه چاق است شش ماه لاغر” مخاطبان عزیز! الان فصلیه که از عید قربان هم خطرناک‌تره! الان فصل، فصل لاغریه! توصیه‌های پزشکی رو جدی بگیرید و سعی کنید برای نشخوار کردن بیشتر از آدامس نعنایی استفاده کنید تا علف! خلاصه باید خیلی مراقب باشید! از قدیم گفته‌اند “علف سبز، زبان سرخ می‌دهد بر قابلمه کله‌پاچه!

بحث تفکیک جنسیتی هم که این روزها مد شده! خب البته که تفکیک جنسیتی چیز خوبیه و ما هم با اون موافقیم و معتقدیم باید بدجنس‌ها از جامعه زدوده شوند! بدجنس‌هایی که آب در شیر ما گوسفندان می‌کنند و با پایین آوردن کیفیت محصولاتمون، ما رو بدنام  می‌کنند. بدجنس‌هایی که مثل چوپان دروغگو دروغ می‌گن و فقط کمی شغل و سمتشان با کلاس‌تر و دهن پر کننده‌تر است و در یک کلام  بدجنس‌هایی که گرگ‌هایی هستند در لباس میش! …راستی! حالا که بحث، جنسی و ناموسی شده همین‌جا از مسئولین امر تقاضا دارم ما گوسفندها رو هم از بزها تفکیک کنند. جامعه که دیگه گله نیست که بزها این‌جا هم خودشون رو پیشرو می‌دونند و می‌خواهند جلوتر از ما گام بردارند! باز خوب شد ما اول نشریه ببعی آزاد را در آوردیم و الا لابد آن‌ها می‌خواستند بزغاله آزاد منتشر کنند!!

تیم ملی هم که به سلامتی تونست ماداگاسکار رو شکست بده! حالا جدی ماداگاسکار هم مگه تیم ملی داره؟!! یعنی دیگه آدم نمی‌خورند!!؟

***

بحث  که زیاده! اما بهتره بپردازیم به اصل مطلب. یعنی پاسخ به ای‌میل‌ها و پیامک‌های شما عزیزان همراه:

شهروندی ای‌میل داده که لطفاً دولت سهمیه سوخت وانت‌ها و نیسان‌ها را بیشتر کند تا ما گوسفندان با طیب خاطر بیشتری جا به جا شویم!  [چشم! مطرح می‌کنیم ولی باید قول بدید تو شماره بعد درخواست یارانه نکنید!]

شهروند دیگری پیامک زده  و گلایه کرده از راننده های وانت و نیسان که هیچ وقت بین راه ما گوسفند‌ها رو پیاده نمی کنند!  [آخه مگه متروئه قربونت برم؟! ]

یه گوسفند دیگه هم ای‌میل زده و گفته درسته که ما گوسفندان همیشه مسئولیت پذیریم و همیشه امور محوله را به خوبی انجام می‌دهیم ولی  آیا این درسته که آدم‌ها هر جا درخت می‌بینند  مسئولیت محافظت از آن را با یک طناب می‌اندازند گردن ما! [آخی! این یکی رو راست می‌گه بنده خدا!!]

یه گوسفند الکی خوش هم پیامک زده اینو فرستاده:  یه روز دو تا گوسفنده یه زنه رو می‌بینن که شیکمش اومده جلو، یکی‌شون می‌پرسه این حامله‌س؟ اون یکی می‌گه پـَــ نـَـه پـَــ این زن آقا گرگه‌اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش!  [واقعــــــــــن؟!!!]

عده زیادی هم گوسفند بودن خودشون رو ثابت کردن و به جای اس ام اس زدن میس انداختن!

اما در پایان؛ ببعی‌ای نامه‌ای به دستمون رسونده با این مضمون: “بره‌ای  هستم یک و نیم ساله. پس از رفتن به کلاس‌های مختلفی مثل خطاطی، نقاشی، شنا، کوبلن‌دوزی و مونجوق‌دوزی به این نتیجه رسیدم که به هیچ‌کدام از این موارد علاقه‌ای ندارم؛ از طرفی نه ماده هستم که وقتی بزرگ شدم بتوانم شیر بدهم و نه استعداد چاقی و گوشتی شدن را دارم. پشم‌هایم هم که چنگی به دل نمی‌زند. حالا هیچ راهی نمانده است برایم، جز طنزنویس شدن! چه کنم؟!!” [ پسرم شما استعداد ای‌میل زدن هم نداری! این چه جور نامه نوشتنه آخه؟!  ما گوسفندان طنزنویس رو  هم که از شرف انداختی با این طرز نوشتنت بزغاله! شما لازم نیست کاری بکنی! شما را باید در همان عنفوان بره‌گی شیشلیک کرد خورد عزیزم!!]

بع!


منتشر شده در صفحه‌ی گوسفندان! دومین شماره سراسری نشریه طنز ستون آزاد

***

پسر بودن چه آسان؛ مرد شدن چه مشکل!!

 از آن‌جایی‌که حقیر  این روزها علاقه خاصی به ازدواج  پیدا  نموده‌ام، لذا این هفته صلاح را بر این دانستم از ازدواج برایتان واگویه کنم!  البته این بار قصد دارم از یک ازدواج موفق برایتان بگویم… مثل ازدواج من و همسر آینده ام!!

همان‌طور که مستحضرید برای یک ازدواج موفق ابتدا باید ازدواج بکنید! (نه بابا؟!) اما متاسفانه در سال‌های اخیر  آمار ازدواج در کشورمان به شکل قابل توجهی نزول یافته است. در این قسمت می‌خواهیم به بررسی علل کم شدن ازدواج و ارائه راهکارهایی برای یک ازدواج موفق بپردازیم.

یکی از علل کم شدن و  پایین آمدن آمار ازدواج، با حجب و حیا بودن و خجالتی بودن جوانان کشور ما است. اگر مورد مناسبی پیدا کرده‌اید اصلاً از ایجاد آشنایی نترسید و  همیشه سعی کنید برای شروع  آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید.  خجالت نکشید، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید…
پسر: سلام خانم! ببخشید می‌شه با من از دواج کنید!
[بووووووووووووووومب!!]

کات آقا! کات!  پسره‌ی اوشکول من گفتم ایجاد آشنایی! نگفتم زرت بری بگی ازدواج که!!
دوباره می گیریم!
صدا، دوربین، حرکت….

اگر مورد مناسبی پیدا کرده‌اید اصلا از ایجاد آشنایی نترسید و  همیشه سعی کنید برای شروع  آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید.  خجالت نکشید، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید…
پسر: سلام خانم محترم! امروز هوا چقدر خوبه! نه؟ شما چقدر چهره‌تون آشناس!  ببخشین من شما رو قبلا جایی ندیدم؟ می‌شه بیشتر باهاتون آشنا بشم؟
دختر: من دختردایی‌تم اوسکول!!!!

ازدواج شوخی نیست. پای یک عمر زندگی در میان است.  پس به هیچ وجه در ابتدای کار هول نشده و جوگیر نشوید. تفاهم را فراموش نکنید. تفاهم عنصری انکار ناپذیر در یک ازدواج موفق است!
پسر: سلام خانم! ببخشید می‌شه با من از دواج کنید!
دختر: ببخشید آقا ولی من نامزد دارم!
پسر: اشکالی نداره خانم مهم تفاهمه!!!

همیشه سعی کنید لقمه‌ی اندازه دهانتان بردارید و به فکر ازدواج با کسی باشید که  با شما تناسب داشته باشد و کلاً در عقل و مخیله بگنجد. مثلاً همین پسرعموی خودم! بدبخت چند سال پیش عاشق دختر وزیر اطلاعات شد رفت خواستگاریش سه سوته آمارش در اومد به جای محضر عقد بردنش زندان!!

از قدیم و ندیم گفته‌اند: « پسر بودن چه آسان، مـــرد شدن چه مشکل!».  بدون شک امروزه یکی از دلائل مشکل شدن مرد شدن! سخت گیری بیش از حد خانواده‌ها و به ویژه خانواده عروس است. البته هیچ مشکلی بدون راه حل نیست. اساساً ما این‌جائیم تا همین مشکلات را حل و فصل کنیم! به عنوان مثال برای حل این مشکل می‌توان ازدواج را هم مثل مناقصه برگزار نمود! یعنی از چند دختر برای شرکت در مناقصه‌ی عروسی! دعوت به عمل آورده و خانواده‌های عروس رسماً توقعات خود را در یک پاکت در بسته و مهر و موم شده تحویل خانواده داماد نمایند. سپس اسناد توقعات! طی جلسه‌ای رسمی در حضور خانواده‌ها باز شده و هر خانواده‌ای که توقعاتش پایین‌تر بود رسماً داماد را برنده شود!

البته دولت محترم هم نباید بیکار بنشیند و راهکارهایی را برای کم کردن این فشار ابتدای زندگی بیندیشد. به عنوان مثال مسئولین امر می‌توانند ترتیبی اتخاذ نمایند تا در مراسم خواستگاری و کلاً ازدواج، خانواده عروس بیمه نیز قبول کنند تا بلکه قسمتی از  هزینه‌ها تعدیل شود!
خانواده داماد: خب مبارکه ایشالا به سلامتی؟!!
خانواده عروس: از نظر ما که آقازاده شما خیلی پسر خوب و کاملی هستند اما متاسفانه ایشون سرباز هستند و بیمه‌شون نیروهای مسلح است ولی متاسفانه ما فقط بیمه تامین اجتماعی قبول می کنیم!!

 هم‌چنین خانواده‌ها هم می‌توانند با کمی دور اندیشی مشکل هزینه‌های زیاد ازدواج را حل کنند. به طور مثال خانواده‌ها می‌توانند از همان کودکی به جای دادن عیدی‌های غیر نقدی به کودکان خود کمک هزینه ازدواج عیدی بدهند و آن را  به عنوان سپرده بلند مدت در طرح آتیه آلیس در سرزمین عجایب(!) بانک‌های کشور بگذارند و پس از ۷۰ سال، هشتصد برابر آن را دریافت نمایند. البته به شرطی که پس از این مدت دیر نشده و کلاً نسل خانواده منقرض شده نشده باشد!

همان‌طور که می‌دانید ازدواج کم الکی نیست ( خیلی الکی است!!؟) پس خواهشا شرط و شروط الکی نذارین!
پسر: من شرط اصلیم واسه ازدواج اینه که شما بلد باشید کوبلن ببافید!
دختر: من هم شرطم واسه ازدواج اینه که به بابام بگید ابوهانی!!

البته همیشه هستند عده‌ای که دنبال سواستفاده و راه‌های میان‌بر هستند و بحث‌هایی حاشیه‌ای را پیش می‌کشند!
-    آقا من اعتراض دارم! چرا باید امام جمعه موقت داشته باشیم ولی ازدواج موقت نه؟!

بعضی‌ها هم هستند که در بحث شیرین ازدواج خیلی هول و ساده لوح تشریف دارند.
-    دیشب خواب دیدم دارم تمبر هندی می‌خوردم. یعنی تعبیرش چی می‌تونه باشه؟ بلاخره ازدواج می‌کنم یعنی‌؟!

به هر حال اگر به قسمت آخر سریال زندگی خود (البته از نوع ایرانیش!!)  رسیده‌اید و عروسی کرده‌اید که مبارک است انشاالله! چرختان برای هم بچرخد! اگر هم ازدواج نکرده‌اید که به این توصیه‌های ما عمل نموده و آن را برای ده نفر بفرستید یک نفر عمل نکرد جز جیگر زد!!

در پایان نتیجه اخلاقی که از این مطلب می‌گیریم این است که اگر ازدواج کردین آشغالاتون رو  راس ساعت ۹ بذارین دم در!!

پسر بودن چه آسان؛ مرد شدن چه مشکل!!

همیشه به فکر ازدواج با کسی باشید که با شما تناسب داشته باشد!


منتشر شده در روزنامه قدس. ( با مقادیری سانسور!)

***

رفیق بد، زغال خوب، برنامه نود!

رفیق بد، زغال خوب، برنامه نود!در خبرها داشتیم یکی از نماینده‌‌های مجلس با اشاره مستقیم به برنامه ۹۰ گفته است: «تهیه‌کننده برنامه‌ای همچون «نود» فردی است که تا به حال بسیاری از خطوط قرمز و اصول عقاید ملی و دینی ما را زیر سوال برده است، اما تاکنون هیچکس با آن برخوردی هم نکرده است. این برنامه هم کاملا تقلید از شبکه‌های برون‌مرزی است که با سوالات بسیار سطح پایین، فضایی را به وجود آورده که در شان مردم ما نیست.»

***

این نماینده دلسوز طی مصاحبه‌ای جداگانه و اختصاصی با خبرنگار ما به تشریح بیشتر گفته‌های خود در این زمینه پرداخته است. وی در ابتدای این مصاحبه گفت: من این صحبت‌ها را از روی دلسوزی انجام دادم و با شخص خاصی دشمنی نداشته و هدفی جز خدمت و رفع مشکلات مردم ندارم. در تایید گفته‌های خود در مورد برنامه نود باید عرض کنم به عنوان مثال این آقا با دیر شروع کردن برنامه و کش دادن آن تا بوق سگ! باعث می‌شود تا مردم نماز صبح را خواب بمانند!! هم‌چنین در این برنامه مجری هر هفته، چند پایه غیبت! به صورت تلفنی و حضوری به برنامه خود دعوت می‌کند و علناً و آشکارا در حضور ۷۰ میلیون بیننده تلویزیونی نشسته و دور هم غیبت کرده و به ترویج آن در جامعه می‌پردازند!  هم‌چنین این مجری هر هفته بارها و بارها مبادرت به پخش فوتبال‌های صحنه‌دار(!) در برنامه خود نموده و حتی در کمال وقاحت از اشخاصی به عنوان کارشناس داوری می‌خواهد در مورد این صحنه‌ها نظر هم بدهند!!

 وی در ادامه افزود: بر اساس اطلاعاتی که به‌دست بنده و همکارانم رسیده است حتی فرشتگان شانه سمت چپ مردم هم از دست این فرد عاصی شده‌اند و روز سه‌شنبه را سخت‌ترین روز کاری خود در ایام هفته اعلام کرده‌اند! البته کاملاً مشخص است که علت این موضوع دیر خوابیدن و کم خوابیدن مردم در شب قبل است که باعث می‌شود اخلاق‌شان فردای برنامه نود سگی شود و در نتیجه آمار جرم و جنایت در کشور بالا برود! از طرفی دانش‌آموزان و دانش‌جویان  نیز صبح روز سه‌ شنبه بسیار خواب آلود و کسل در سر کلاس‌های درس حاضر می‌شوند و همین مسئله باعث عدم موفقیت ایشان در درس و مشق  و در نتیجه عقب ماندن کشور در عرصه‌های مختلف علمی است که در نهایت منجر به ایجاد مشکلاتی چون فقر، پولشویی، اعتیاد، افزایش آمار طلاق،  زمین‌خواری،‌ عدم ایمنی خودروهای وطنی،  آلودگی هوا و حتی سوراخ شدن لایه اوزون می شود!!

این نماینده تاکید کرد: اصلاً من خودم شاهد بودم  تعدادی از همین مفسدین اقتصادی کشور که  هم‌اکنون راست راست برای خودشان می چرخند روزی از زمره طرفدارن پر و پاقرص همین برنامه نود بودند!

وی در پاسخ به این سوال که این برنامه به  تقلید از کدام برنامه برون مرزی است گفت: البته ما که از اونا نداریم ولی حتمن هست دیگه که من گفتم!

وی در پایان گفت: انتخابات نزدیک است! امید است هر چه سریع‌تر پخش چنین برنامه‌های ضد دینی و اعتقادی! از صدا و سیما قطع شود تا ما نمایندگان با طیب خاطر بیشتری به خرید و فروش تیم‌های لیگ برتری برای استان‌های خود بپردازیم!

گفتنی است خبرنگار ما پیشاپیش این مصاحبه را کلهم اجمعین تکذیب نموده و پا به فرار گذاشته است!!

منتشر شده در روزنامه قدس (پس از سانسور!)

***

[ ادامه مطلب ] ۱۰ مرداد ۱۳۹۰ | بدون نظر | موضوع: ت مثل طنز, فوتبال, ورزش |

پشم‌بوک! (فیس‌بوک گوسفندی!)

پای گوسفندها هم به فیس‌بوک باز شد!

 

برای دیدن تصویر با اندازه اصلی بر روی آن کلیک نمائید.

منتشر شده در دومین شماره سراسری ماهنامه طنز و کاریکاتور ستون آزاد.

علاقمندان جهت اشتراک این نشریه اینجا مراجعه نمایند.

***