شما می توانید با ارسال ایمیل خود ، بصورت رایگان مشترک شده و از بروزسانی مطلع شوید.

ایمیل خود را وارد کنید:

در خبر ها داشتیم که دکتر محمود احمدی‌نژاد در دیدار نوروزی خود با  جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی که در نهاد ریاست جمهوری انجام شد، با اشاره به تاسیس صندوق توسعه ملی گفت: همواره تمامی دولت‌ها تا یک دلار فروش نفت خود را در بودجه‌‌ همان سال مصرف می‌کردند و هیچگاه یک دلار برای [...]

سلامی چو بوی خوش دهات! بــــع‌له! باز هم انتظارها به سر رسید و ما یه بار دیگه اومدیم تا ثابت کنیم هنوز هستیم و گوسفند زنده موجود است! البته باید خدمت دوستانی که همین الان پای گیرنده‌های خودشون نشسته‌ند و به جمع ما اضافه شدند عرض کنم که این دومین شماره نشریه ببعی آزاده! نشریه‌ای [...]

 از آن‌جایی‌که حقیر  این روزها علاقه خاصی به ازدواج  پیدا  نموده‌ام، لذا این هفته صلاح را بر این دانستم از ازدواج برایتان واگویه کنم!  البته این بار قصد دارم از یک ازدواج موفق برایتان بگویم… مثل ازدواج من و همسر آینده ام!! . همان‌طور که مستحضرید برای یک ازدواج موفق ابتدا باید ازدواج بکنید! (نه [...]

در خبرها داشتیم یکی از نماینده‌‌های مجلس با اشاره مستقیم به برنامه ۹۰ گفته است: «تهیه‌کننده برنامه‌ای همچون «نود» فردی است که تا به حال بسیاری از خطوط قرمز و اصول عقاید ملی و دینی ما را زیر سوال برده است، اما تاکنون هیچکس با آن برخوردی هم نکرده است. این برنامه هم کاملا تقلید [...]

قبولت داریم دکتر! حالا خودت شمردی؟!

بدون نظر

http://chap2.persiangig.com/01/%D8%AA%D8%B5%D9%88%DB%8C%D8%B1%20%D9%BE%DB%8C%D8%B4%D9%86%D9%87%D8%A7%D8%AF%DB%8C%20%D8%B0%D8%AE%DB%8C%D8%B1%D9%87%20%D8%B9%D8%B1%D8%B6%DB%8C.jpgدر خبر ها داشتیم که دکتر محمود احمدی‌نژاد در دیدار نوروزی خود با  جمعی از نمایندگان مجلس شورای اسلامی که در نهاد ریاست جمهوری انجام شد، با اشاره به تاسیس صندوق توسعه ملی گفت: همواره تمامی دولت‌ها تا یک دلار فروش نفت خود را در بودجه‌‌ همان سال مصرف می‌کردند و هیچگاه یک دلار برای سال بعد ذخیره نمی‌کردند اما برای اولین بار در تاریخ این کشور و از زمانی که صندوق توسعه ملی تاسیس گردید تنها در سالها۹۰-۸۹، ۳۵ میلیارد دلار ذخیره شده است!

***

حال سوالی که با خواندن این خبر در ذهن تداعی میشود این است که دولت محترم صرفه جو، این همه پول را  در کجا ذخیره کرده است؟! اصلاً این صندوق ذخیره توسعه ملی و صندوق ذخیره ارزی که می گویند کجا هست؟ چه چیزی هست اصلاً؟!  قلک است؟ گاو صندوق است؟ یا اصلاً فرشی است با مساحت بسیار که پول ها را در زیر آن قایم می کنند و یا متکایی با ابعاد بزرگ؟!!

.

البته حقیر خود به شخصه فکر می کنم این  صندوق، صندوقیست که بُعد عرضی اش بیشتر از بُعد طولی آن است و درست  به همین خاطر به آن می گویند صندوق ذخیره عرضی! (و الا کو ارز بابا!!؟)

.

ضمن این که بستگی دارد به این که این موضوع مطرح شده توسط دکتر را چه کسی بشنود. به طور مثال اگر شنونده من و شما یعنی همان قشر مستضعف جامعه  باشیم که خب مسلماً  فَکِمان هم بیفتد جا دارد!  مثلا هیچ میدانستید با این قدر پول می توان ۷۵ میلیارد ساندویچ فلافل سه قرصه خرید که به هر نفر ایرانی حدود ۱۰۷۱ ساندویچ، (توجه داشته باشید! آن هم سه قرصه!!) می رسد که قشنگ میتواند به مدت یک سال هر روز صبح  و ظهر و شب فلافل بخورد و کیف نماید!؟

.

اگر هم بخواهیم از بُعد دیگر به این قضیه نگاه کنیم و خدایی ناکرده زبانم لال شنونده آدم بی تربیتی باشد و اهل خلاف ملاف و این جور چیزها باشد که خب این پول ها  که چیزی نیست بابا! کلهم اجمعین فقط می شود ۱۷-۱۸ تا تخلف ۳ هزار میلیاردی کوچولو با این پول ها کرد!! بابا دکتر این قدر پز دادن ندارد که دیگر!!

.

بعدش هم حکایت، حکایت آن بنده خداییست که گفت تعداد سنگ های این بیابان فولان قدر است،  باور نداری برو بشمار! (یا یک همچین چیزی!) حالا دکتر یک چیزی گفته؛ اصلاً کی حال دارد این همه پول را  بشمرد بابا!!!

***

منتشر شده در هفدهمین شماره دوهفته نامه طنز کــشــــیده


مرسی‌آقا! من همین‌بغل پیاده می‌شم!

بدون نظر

سلامی چو بوی خوش دهات! بــــع‌له! باز هم انتظارها به سر رسید و ما یه بار دیگه اومدیم تا ثابت کنیم هنوز هستیم و گوسفند زنده موجود است! البته باید خدمت دوستانی که همین الان پای گیرنده‌های خودشون نشسته‌ند و به جمع ما اضافه شدند عرض کنم که این دومین شماره نشریه ببعی آزاده! نشریه‌ای که می‌کوشه امید و اعتماد به پشم رو به جامعه گوسفندهای کشور بازگردونه!

.

جامعه گوسفندانی که خیرشون حتی به غیر هم‌نوع‌هاشون هم می‌رسه و حتی پشم‌هاشون هم مفیده! چه برسه به شیر و گوشت و پوست استخونشون! پشگل‌هاشون رو که دیگه چه عرض کنم؟ گوشت بشه به تن علف‌ها و درختان باغچه! (درست بر عکس خیلی از آدم‌ها که به دنیا میان مدتی می‌خورن، می‌خوابن، پول در می‌آرن و به قول خودشون زندگی می‌کنن؛ بدون این ‌که حتی کوچکترین فایده‌ای برای هم‌نوع‌هاشون داشته باشن!) همه این‌ها را گفتم تا مقدمه‌‌ای باشه بر این‌که ازتون خواهش کنم این قدر گوسفند نباشید و  قدر خودتون رو بیشتر بدونید! بیشتر مطالعه کنید و بیشتر ببعی آزاد بخرید! (حالا نخوندید هم نخوندید!!)

.

خلاصه این‌که به علف خوردن قانع نباشید! دیگه زمان جفتک انداختن در طویله و آغل به پایان رسیده و باید سعی کنید روی کاغذ جفتک بندازید و حق‌تون رو بگیرید!

.

راستی تا دیر نشده قبل از هر چیز بگم همون‌طور که می‌دونید در آستانه ماه رمضونیم و بره کشونه! آدم‌ها به بهونه روزه گرفتن خوراکشون سه برابر می‌شه و تلافی روزه گرفتنشون رو سر ما در می‌آورند. به قول یه ضرب المثل قدیمی “گوسفند شش ماه چاق است شش ماه لاغر” مخاطبان عزیز! الان فصلیه که از عید قربان هم خطرناک‌تره! الان فصل، فصل لاغریه! توصیه‌های پزشکی رو جدی بگیرید و سعی کنید برای نشخوار کردن بیشتر از آدامس نعنایی استفاده کنید تا علف! خلاصه باید خیلی مراقب باشید! از قدیم گفته‌اند “علف سبز، زبان سرخ می‌دهد بر قابلمه کله‌پاچه!

.

بحث تفکیک جنسیتی هم که این روزها مد شده! خب البته که تفکیک جنسیتی چیز خوبیه و ما هم با اون موافقیم و معتقدیم باید بدجنس‌ها از جامعه زدوده شوند! بدجنس‌هایی که آب در شیر ما گوسفندان می‌کنند و با پایین آوردن کیفیت محصولاتمون، ما رو بدنام  می‌کنند. بدجنس‌هایی که مثل چوپان دروغگو دروغ می‌گن و فقط کمی شغل و سمتشان با کلاس‌تر و دهن پر کننده‌تر است و در یک کلام  بدجنس‌هایی که گرگ‌هایی هستند در لباس میش! …راستی! حالا که بحث، جنسی و ناموسی شده همین‌جا از مسئولین امر تقاضا دارم ما گوسفندها رو هم از بزها تفکیک کنند. جامعه که دیگه گله نیست که بزها این‌جا هم خودشون رو پیشرو می‌دونند و می‌خواهند جلوتر از ما گام بردارند! باز خوب شد ما اول نشریه ببعی آزاد را در آوردیم و الا لابد آن‌ها می‌خواستند بزغاله آزاد منتشر کنند!!

.

تیم ملی هم که به سلامتی تونست ماداگاسکار رو شکست بده! حالا جدی ماداگاسکار هم مگه تیم ملی داره؟!! یعنی دیگه آدم نمی‌خورند!!؟

***

بحث  که زیاده! اما بهتره بپردازیم به اصل مطلب. یعنی پاسخ به ای‌میل‌ها و پیامک‌های شما عزیزان همراه:

شهروندی ای‌میل داده که لطفاً دولت سهمیه سوخت وانت‌ها و نیسان‌ها را بیشتر کند تا ما گوسفندان با طیب خاطر بیشتری جا به جا شویم!  [چشم! مطرح می‌کنیم ولی باید قول بدید تو شماره بعد درخواست یارانه نکنید!]

.

شهروند دیگری پیامک زده  و گلایه کرده از راننده های وانت و نیسان که هیچ وقت بین راه ما گوسفند‌ها رو پیاده نمی کنند!  [آخه مگه متروئه قربونت برم؟! ]

.

یه گوسفند دیگه هم ای‌میل زده و گفته درسته که ما گوسفندان همیشه مسئولیت پذیریم و همیشه امور محوله را به خوبی انجام می‌دهیم ولی  آیا این درسته که آدم‌ها هر جا درخت می‌بینند  مسئولیت محافظت از آن را با یک طناب می‌اندازند گردن ما! [آخی! این یکی رو راست می‌گه بنده خدا!!]

.

یه گوسفند الکی خوش هم پیامک زده اینو فرستاده:  یه روز دو تا گوسفنده یه زنه رو می‌بینن که شیکمش اومده جلو، یکی‌شون می‌پرسه این حامله‌س؟ اون یکی می‌گه پـَــ نـَـه پـَــ این زن آقا گرگه‌اس، شنگول رو خودش خورده، منگول رو داده شوهرش!  [واقعــــــــــن؟!!!]

.

عده زیادی هم گوسفند بودن خودشون رو ثابت کردن و به جای اس ام اس زدن میس انداختن!

.

اما در پایان؛ ببعی‌ای نامه‌ای به دستمون رسونده با این مضمون: “بره‌ای  هستم یک و نیم ساله. پس از رفتن به کلاس‌های مختلفی مثل خطاطی، نقاشی، شنا، کوبلن‌دوزی و مونجوق‌دوزی به این نتیجه رسیدم که به هیچ‌کدام از این موارد علاقه‌ای ندارم؛ از طرفی نه ماده هستم که وقتی بزرگ شدم بتوانم شیر بدهم و نه استعداد چاقی و گوشتی شدن را دارم. پشم‌هایم هم که چنگی به دل نمی‌زند. حالا هیچ راهی نمانده است برایم، جز طنزنویس شدن! چه کنم؟!!” [ پسرم شما استعداد ای‌میل زدن هم نداری! این چه جور نامه نوشتنه آخه؟!  ما گوسفندان طنزنویس رو  هم که از شرف انداختی با این طرز نوشتنت بزغاله! شما لازم نیست کاری بکنی! شما را باید در همان عنفوان بره‌گی شیشلیک کرد خورد عزیزم!!]

بع!


منتشر شده در صفحه‌ی گوسفندان! دومین شماره سراسری نشریه طنز ستون آزاد

***


پسر بودن چه آسان؛ مرد شدن چه مشکل!!

بدون نظر

 از آن‌جایی‌که حقیر  این روزها علاقه خاصی به ازدواج  پیدا  نموده‌ام، لذا این هفته صلاح را بر این دانستم از ازدواج برایتان واگویه کنم!  البته این بار قصد دارم از یک ازدواج موفق برایتان بگویم… مثل ازدواج من و همسر آینده ام!!

.

همان‌طور که مستحضرید برای یک ازدواج موفق ابتدا باید ازدواج بکنید! (نه بابا؟!) اما متاسفانه در سال‌های اخیر  آمار ازدواج در کشورمان به شکل قابل توجهی نزول یافته است. در این قسمت می‌خواهیم به بررسی علل کم شدن ازدواج و ارائه راهکارهایی برای یک ازدواج موفق بپردازیم.

.

یکی از علل کم شدن و  پایین آمدن آمار ازدواج، با حجب و حیا بودن و خجالتی بودن جوانان کشور ما است. اگر مورد مناسبی پیدا کرده‌اید اصلاً از ایجاد آشنایی نترسید و  همیشه سعی کنید برای شروع  آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید.  خجالت نکشید، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید…
پسر: سلام خانم! ببخشید می‌شه با من از دواج کنید!
[بووووووووووووووومب!!]

.

کات آقا! کات!  پسره‌ی اوشکول من گفتم ایجاد آشنایی! نگفتم زرت بری بگی ازدواج که!!
دوباره می گیریم!
صدا، دوربین، حرکت….

.

اگر مورد مناسبی پیدا کرده‌اید اصلا از ایجاد آشنایی نترسید و  همیشه سعی کنید برای شروع  آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید.  خجالت نکشید، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید…
پسر: سلام خانم محترم! امروز هوا چقدر خوبه! نه؟ شما چقدر چهره‌تون آشناس!  ببخشین من شما رو قبلا جایی ندیدم؟ می‌شه بیشتر باهاتون آشنا بشم؟
دختر: من دختردایی‌تم اوسکول!!!!

.

ازدواج شوخی نیست. پای یک عمر زندگی در میان است.  پس به هیچ وجه در ابتدای کار هول نشده و جوگیر نشوید. تفاهم را فراموش نکنید. تفاهم عنصری انکار ناپذیر در یک ازدواج موفق است!
پسر: سلام خانم! ببخشید می‌شه با من از دواج کنید!
دختر: ببخشید آقا ولی من نامزد دارم!
پسر: اشکالی نداره خانم مهم تفاهمه!!!

.

همیشه سعی کنید لقمه‌ی اندازه دهانتان بردارید و به فکر ازدواج با کسی باشید که  با شما تناسب داشته باشد و کلاً در عقل و مخیله بگنجد. مثلاً همین پسرعموی خودم! بدبخت چند سال پیش عاشق دختر وزیر اطلاعات شد رفت خواستگاریش سه سوته آمارش در اومد به جای محضر عقد بردنش زندان!!

.

از قدیم و ندیم گفته‌اند: « پسر بودن چه آسان، مـــرد شدن چه مشکل!».  بدون شک امروزه یکی از دلائل مشکل شدن مرد شدن! سخت گیری بیش از حد خانواده‌ها و به ویژه خانواده عروس است. البته هیچ مشکلی بدون راه حل نیست. اساساً ما این‌جائیم تا همین مشکلات را حل و فصل کنیم! به عنوان مثال برای حل این مشکل می‌توان ازدواج را هم مثل مناقصه برگزار نمود! یعنی از چند دختر برای شرکت در مناقصه‌ی عروسی! دعوت به عمل آورده و خانواده‌های عروس رسماً توقعات خود را در یک پاکت در بسته و مهر و موم شده تحویل خانواده داماد نمایند. سپس اسناد توقعات! طی جلسه‌ای رسمی در حضور خانواده‌ها باز شده و هر خانواده‌ای که توقعاتش پایین‌تر بود رسماً داماد را برنده شود!

.

البته دولت محترم هم نباید بیکار بنشیند و راهکارهایی را برای کم کردن این فشار ابتدای زندگی بیندیشد. به عنوان مثال مسئولین امر می‌توانند ترتیبی اتخاذ نمایند تا در مراسم خواستگاری و کلاً ازدواج، خانواده عروس بیمه نیز قبول کنند تا بلکه قسمتی از  هزینه‌ها تعدیل شود!
خانواده داماد: خب مبارکه ایشالا به سلامتی؟!!
خانواده عروس: از نظر ما که آقازاده شما خیلی پسر خوب و کاملی هستند اما متاسفانه ایشون سرباز هستند و بیمه‌شون نیروهای مسلح است ولی متاسفانه ما فقط بیمه تامین اجتماعی قبول می کنیم!!

.

 هم‌چنین خانواده‌ها هم می‌توانند با کمی دور اندیشی مشکل هزینه‌های زیاد ازدواج را حل کنند. به طور مثال خانواده‌ها می‌توانند از همان کودکی به جای دادن عیدی‌های غیر نقدی به کودکان خود کمک هزینه ازدواج عیدی بدهند و آن را  به عنوان سپرده بلند مدت در طرح آتیه آلیس در سرزمین عجایب(!) بانک‌های کشور بگذارند و پس از ۷۰ سال، هشتصد برابر آن را دریافت نمایند. البته به شرطی که پس از این مدت دیر نشده و کلاً نسل خانواده منقرض شده نشده باشد!

.

همان‌طور که می‌دانید ازدواج کم الکی نیست ( خیلی الکی است!!؟) پس خواهشا شرط و شروط الکی نذارین!
پسر: من شرط اصلیم واسه ازدواج اینه که شما بلد باشید کوبلن ببافید!
دختر: من هم شرطم واسه ازدواج اینه که به بابام بگید ابوهانی!!

.

البته همیشه هستند عده‌ای که دنبال سواستفاده و راه‌های میان‌بر هستند و بحث‌هایی حاشیه‌ای را پیش می‌کشند!
-    آقا من اعتراض دارم! چرا باید امام جمعه موقت داشته باشیم ولی ازدواج موقت نه؟!

.

بعضی‌ها هم هستند که در بحث شیرین ازدواج خیلی هول و ساده لوح تشریف دارند.
-    دیشب خواب دیدم دارم تمبر هندی می‌خوردم. یعنی تعبیرش چی می‌تونه باشه؟ بلاخره ازدواج می‌کنم یعنی‌؟!

.

به هر حال اگر به قسمت آخر سریال زندگی خود (البته از نوع ایرانیش!!)  رسیده‌اید و عروسی کرده‌اید که مبارک است انشاالله! چرختان برای هم بچرخد! اگر هم ازدواج نکرده‌اید که به این توصیه‌های ما عمل نموده و آن را برای ده نفر بفرستید یک نفر عمل نکرد جز جیگر زد!!

.

در پایان نتیجه اخلاقی که از این مطلب می‌گیریم این است که اگر ازدواج کردین آشغالاتون رو  راس ساعت ۹ بذارین دم در!!

پسر بودن چه آسان؛ مرد شدن چه مشکل!!

همیشه به فکر ازدواج با کسی باشید که با شما تناسب داشته باشد!


منتشر شده در روزنامه قدس. ( با مقادیری سانسور!)

***


رفیق بد، زغال خوب، برنامه نود!

بدون نظر

رفیق بد، زغال خوب، برنامه نود!در خبرها داشتیم یکی از نماینده‌‌های مجلس با اشاره مستقیم به برنامه ۹۰ گفته است: «تهیه‌کننده برنامه‌ای همچون «نود» فردی است که تا به حال بسیاری از خطوط قرمز و اصول عقاید ملی و دینی ما را زیر سوال برده است، اما تاکنون هیچکس با آن برخوردی هم نکرده است. این برنامه هم کاملا تقلید از شبکه‌های برون‌مرزی است که با سوالات بسیار سطح پایین، فضایی را به وجود آورده که در شان مردم ما نیست.»

***

این نماینده دلسوز طی مصاحبه‌ای جداگانه و اختصاصی با خبرنگار ما به تشریح بیشتر گفته‌های خود در این زمینه پرداخته است. وی در ابتدای این مصاحبه گفت: من این صحبت‌ها را از روی دلسوزی انجام دادم و با شخص خاصی دشمنی نداشته و هدفی جز خدمت و رفع مشکلات مردم ندارم. در تایید گفته‌های خود در مورد برنامه نود باید عرض کنم به عنوان مثال این آقا با دیر شروع کردن برنامه و کش دادن آن تا بوق سگ! باعث می‌شود تا مردم نماز صبح را خواب بمانند!! هم‌چنین در این برنامه مجری هر هفته، چند پایه غیبت! به صورت تلفنی و حضوری به برنامه خود دعوت می‌کند و علناً و آشکارا در حضور ۷۰ میلیون بیننده تلویزیونی نشسته و دور هم غیبت کرده و به ترویج آن در جامعه می‌پردازند!  هم‌چنین این مجری هر هفته بارها و بارها مبادرت به پخش فوتبال‌های صحنه‌دار(!) در برنامه خود نموده و حتی در کمال وقاحت از اشخاصی به عنوان کارشناس داوری می‌خواهد در مورد این صحنه‌ها نظر هم بدهند!!

 وی در ادامه افزود: بر اساس اطلاعاتی که به‌دست بنده و همکارانم رسیده است حتی فرشتگان شانه سمت چپ مردم هم از دست این فرد عاصی شده‌اند و روز سه‌شنبه را سخت‌ترین روز کاری خود در ایام هفته اعلام کرده‌اند! البته کاملاً مشخص است که علت این موضوع دیر خوابیدن و کم خوابیدن مردم در شب قبل است که باعث می‌شود اخلاق‌شان فردای برنامه نود سگی شود و در نتیجه آمار جرم و جنایت در کشور بالا برود! از طرفی دانش‌آموزان و دانش‌جویان  نیز صبح روز سه‌ شنبه بسیار خواب آلود و کسل در سر کلاس‌های درس حاضر می‌شوند و همین مسئله باعث عدم موفقیت ایشان در درس و مشق  و در نتیجه عقب ماندن کشور در عرصه‌های مختلف علمی است که در نهایت منجر به ایجاد مشکلاتی چون فقر، پولشویی، اعتیاد، افزایش آمار طلاق،  زمین‌خواری،‌ عدم ایمنی خودروهای وطنی،  آلودگی هوا و حتی سوراخ شدن لایه اوزون می شود!!

این نماینده تاکید کرد: اصلاً من خودم شاهد بودم  تعدادی از همین مفسدین اقتصادی کشور که  هم‌اکنون راست راست برای خودشان می چرخند روزی از زمره طرفدارن پر و پاقرص همین برنامه نود بودند!

وی در پاسخ به این سوال که این برنامه به  تقلید از کدام برنامه برون مرزی است گفت: البته ما که از اونا نداریم ولی حتمن هست دیگه که من گفتم!

وی در پایان گفت: انتخابات نزدیک است! امید است هر چه سریع‌تر پخش چنین برنامه‌های ضد دینی و اعتقادی! از صدا و سیما قطع شود تا ما نمایندگان با طیب خاطر بیشتری به خرید و فروش تیم‌های لیگ برتری برای استان‌های خود بپردازیم!

گفتنی است خبرنگار ما پیشاپیش این مصاحبه را کلهم اجمعین تکذیب نموده و پا به فرار گذاشته است!!

منتشر شده در روزنامه قدس (پس از سانسور!)

***


پشم‌بوک! (فیس‌بوک گوسفندی!)

بدون نظر

پای گوسفندها هم به فیس‌بوک باز شد!

 

برای دیدن تصویر با اندازه اصلی بر روی آن کلیک نمائید.

منتشر شده در دومین شماره سراسری ماهنامه طنز و کاریکاتور ستون آزاد.

علاقمندان جهت اشتراک این نشریه اینجا مراجعه نمایند.

***