از آنجاییکه حقیر این روزها علاقه خاصی به ازدواج پیدا نمودهام، لذا این هفته صلاح را بر این دانستم از ازدواج برایتان واگویه کنم! البته این بار قصد دارم از یک ازدواج موفق برایتان بگویم… مثل ازدواج من و همسر آینده ام!!
.
همانطور که مستحضرید برای یک ازدواج موفق ابتدا باید ازدواج بکنید! (نه بابا؟!) اما متاسفانه در سالهای اخیر آمار ازدواج در کشورمان به شکل قابل توجهی نزول یافته است. در این قسمت میخواهیم به بررسی علل کم شدن ازدواج و ارائه راهکارهایی برای یک ازدواج موفق بپردازیم.
.
یکی از علل کم شدن و پایین آمدن آمار ازدواج، با حجب و حیا بودن و خجالتی بودن جوانان کشور ما است. اگر مورد مناسبی پیدا کردهاید اصلاً از ایجاد آشنایی نترسید و همیشه سعی کنید برای شروع آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید. خجالت نکشید، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید…
پسر: سلام خانم! ببخشید میشه با من از دواج کنید!
[بووووووووووووووومب!!]
.
کات آقا! کات! پسرهی اوشکول من گفتم ایجاد آشنایی! نگفتم زرت بری بگی ازدواج که!!
دوباره می گیریم!
صدا، دوربین، حرکت….
.
اگر مورد مناسبی پیدا کردهاید اصلا از ایجاد آشنایی نترسید و همیشه سعی کنید برای شروع آشنایی دنبال یک بهانه خوب باشید. خجالت نکشید، برید جلو و با شهامت حرفتون رو بزنید…
پسر: سلام خانم محترم! امروز هوا چقدر خوبه! نه؟ شما چقدر چهرهتون آشناس! ببخشین من شما رو قبلا جایی ندیدم؟ میشه بیشتر باهاتون آشنا بشم؟
دختر: من دخترداییتم اوسکول!!!!
.
ازدواج شوخی نیست. پای یک عمر زندگی در میان است. پس به هیچ وجه در ابتدای کار هول نشده و جوگیر نشوید. تفاهم را فراموش نکنید. تفاهم عنصری انکار ناپذیر در یک ازدواج موفق است!
پسر: سلام خانم! ببخشید میشه با من از دواج کنید!
دختر: ببخشید آقا ولی من نامزد دارم!
پسر: اشکالی نداره خانم مهم تفاهمه!!!
.
همیشه سعی کنید لقمهی اندازه دهانتان بردارید و به فکر ازدواج با کسی باشید که با شما تناسب داشته باشد و کلاً در عقل و مخیله بگنجد. مثلاً همین پسرعموی خودم! بدبخت چند سال پیش عاشق دختر وزیر اطلاعات شد رفت خواستگاریش سه سوته آمارش در اومد به جای محضر عقد بردنش زندان!!
.
از قدیم و ندیم گفتهاند: « پسر بودن چه آسان، مـــرد شدن چه مشکل!». بدون شک امروزه یکی از دلائل مشکل شدن مرد شدن! سخت گیری بیش از حد خانوادهها و به ویژه خانواده عروس است. البته هیچ مشکلی بدون راه حل نیست. اساساً ما اینجائیم تا همین مشکلات را حل و فصل کنیم! به عنوان مثال برای حل این مشکل میتوان ازدواج را هم مثل مناقصه برگزار نمود! یعنی از چند دختر برای شرکت در مناقصهی عروسی! دعوت به عمل آورده و خانوادههای عروس رسماً توقعات خود را در یک پاکت در بسته و مهر و موم شده تحویل خانواده داماد نمایند. سپس اسناد توقعات! طی جلسهای رسمی در حضور خانوادهها باز شده و هر خانوادهای که توقعاتش پایینتر بود رسماً داماد را برنده شود!
.
البته دولت محترم هم نباید بیکار بنشیند و راهکارهایی را برای کم کردن این فشار ابتدای زندگی بیندیشد. به عنوان مثال مسئولین امر میتوانند ترتیبی اتخاذ نمایند تا در مراسم خواستگاری و کلاً ازدواج، خانواده عروس بیمه نیز قبول کنند تا بلکه قسمتی از هزینهها تعدیل شود!
خانواده داماد: خب مبارکه ایشالا به سلامتی؟!!
خانواده عروس: از نظر ما که آقازاده شما خیلی پسر خوب و کاملی هستند اما متاسفانه ایشون سرباز هستند و بیمهشون نیروهای مسلح است ولی متاسفانه ما فقط بیمه تامین اجتماعی قبول می کنیم!!
.
همچنین خانوادهها هم میتوانند با کمی دور اندیشی مشکل هزینههای زیاد ازدواج را حل کنند. به طور مثال خانوادهها میتوانند از همان کودکی به جای دادن عیدیهای غیر نقدی به کودکان خود کمک هزینه ازدواج عیدی بدهند و آن را به عنوان سپرده بلند مدت در طرح آتیه آلیس در سرزمین عجایب(!) بانکهای کشور بگذارند و پس از ۷۰ سال، هشتصد برابر آن را دریافت نمایند. البته به شرطی که پس از این مدت دیر نشده و کلاً نسل خانواده منقرض شده نشده باشد!
.
همانطور که میدانید ازدواج کم الکی نیست ( خیلی الکی است!!؟) پس خواهشا شرط و شروط الکی نذارین!
پسر: من شرط اصلیم واسه ازدواج اینه که شما بلد باشید کوبلن ببافید!
دختر: من هم شرطم واسه ازدواج اینه که به بابام بگید ابوهانی!!
.
البته همیشه هستند عدهای که دنبال سواستفاده و راههای میانبر هستند و بحثهایی حاشیهای را پیش میکشند!
- آقا من اعتراض دارم! چرا باید امام جمعه موقت داشته باشیم ولی ازدواج موقت نه؟!
.
بعضیها هم هستند که در بحث شیرین ازدواج خیلی هول و ساده لوح تشریف دارند.
- دیشب خواب دیدم دارم تمبر هندی میخوردم. یعنی تعبیرش چی میتونه باشه؟ بلاخره ازدواج میکنم یعنی؟!
.
به هر حال اگر به قسمت آخر سریال زندگی خود (البته از نوع ایرانیش!!) رسیدهاید و عروسی کردهاید که مبارک است انشاالله! چرختان برای هم بچرخد! اگر هم ازدواج نکردهاید که به این توصیههای ما عمل نموده و آن را برای ده نفر بفرستید یک نفر عمل نکرد جز جیگر زد!!
.
در پایان نتیجه اخلاقی که از این مطلب میگیریم این است که اگر ازدواج کردین آشغالاتون رو راس ساعت ۹ بذارین دم در!!

همیشه به فکر ازدواج با کسی باشید که با شما تناسب داشته باشد!
منتشر شده در روزنامه قدس. ( با مقادیری سانسور!)
***